تبليغاتX
عینا فیها تسمی سلسبیلا - هری پاتر7 - ادبیات وحشت

 

 

کاش شرم ،عرقی بود که بر رخسار می نشست یا گردی که می شد پاکش کرد.اما زدودن شرمندگی کار آسانی نیست.بعضی وقت ها آدم جلوی دیگران شرمنده می شود ؛ مثل الانی که بعد از مدت ها داریم وبلاگ را به روز می کنیم یا مثل و قتی که شما مطلب را می خوانید و به نویسنده اش ــ حالا حالگیر یا حالگرفته یا دانشمند هیچ تفاوتی نمی کند _  ناسزا می گوئید.اما بدتر از آن زمانی است که آدم جلوی خودش شرمندگی می کشد؛ این دیگر یعنی عذاب عظما. درست مثل الان که من می دانم این نوشته نقص های زیادی دارد.اگر بخواهم مقاله اش کنم خیلی زمان می برد و تازه هم من قد این حرفها نیستم.اما شرمنده ام که دارم دچار همان حالتی می شوم که همیشه به عنوان ایراد استادان بزرگ ادبیات مطرح می کردم : پراکندگی و تشتت زیاد و نداشتن طبقه بندی.

*****

ممکن است بعضی ها بگویند هری پاتر 7 کجا بود.الان متن انگلیسی اش توی بازار های تهران هست و شهرستانی ها هنوز رنگش را ندیده اند.پس مسلم شد که متن هنوز ترجمه نشده است.من شخصا قانون کپی رایت را در این مورد رعایت نکردم و از اینترنت متن ترجمه اش را پیدا کردم و دو روزه خواندنش را تمام کردم.و صد البته حقم است که کسی هم همین بلا را سر خودم بیاورد.قصدم از نوشتن این مطلب این است که هم متن اینترنتی را به شما معرفی کنم ــ هرچند ترجمه درستی ندارد ــ و هم اینکه مطالب اندکی در مورد تکنیک های داستان نویسی کودک و نوجوان یاد آوری کنم.

اولین مطلب به نظرم این است که ژانر این نوشته مشخص شود.به نظرم می رسد مجموعه هری پاتر به راحتی در ژانر " وحشت" جای بگیرد.

مبحث مهمی که اینجا مطرح می شود این است که آیا اصولا طرح خشونت و وحشت در ادبیات کودک و نوجوان درست است یا نه؟

طبق آماری که "دونا نورتون " در کتاب "شناخت ادبیات کودکان از منظر چشم کودک " می آورد نظرات متفاوت است اما در کل به سمت مطرح نکردن این مسائل در کتب کودک متمایل است. اکثر محققان خانه های کودک معتقدند که همه چیز در داستان باید شادی آور باشد و برای کودک مفید .

من اصولا  نمی فهمم منظور این افراد از مفید چیست؟ به نظر یکی از همین افراد در "مرکز پژوهش کودک استان اصفهان "  ، مجموعه هری پاتر اصلا دنبال هدف نمی گردد و برای همین هم به درد نمی خورد.

حتما شما هم این آزمایش روان شناسی را شنیده اید که میزان تخریب روحی صحنه های خشن بر کودکان را می سنجد : به گروهی از کودکان برنامه های خشونت بار نشان می دهند و گروهی را به عنوان شاهد از این برنامه ها دور نگه می دارند.نتیجه این است که گروه اول به شدت از نظر روحی تخریب شده اند و واکنش های نامناسب و پرخاشگرانه از خود بروز می دهند.

همین آزمایش ساده نشان می دهد که کودک نباید در معرض خشونت مستقیم یا برنامه تصویری یا نوشته خشن قرار گیرد.همه ما صحنه های ترسناک و بدی را در کودکی خود تجربه کرده ایم که هنوز در بزرگسالی درمواقع بحرانی ، همان تصاویر به سراغمان می آید.

من بر مطلب بالا دو تبصره می زنم: اول این که باید توجه کنیم که هر واژه ای بار معنایی خاص خود را دارد؛اینکه ما از ترس حرف بزنیم یا از وحشت یا دهشت متفاوت است.شخصا معتقدم ترس برای همه از جمله کودک لازم است و آشنا کردن کودک با ترس برای رشد شخصیتی وی ضروری است.پاستوریزه بار آوردن بچه ها باعث می شود که در آستانه جوانی ضربه های بیشتری بخورند.

نکته جالب اینست که طبق تقسیم بندی سازمان یونسکو فرد تا 20 سالگی کودک شناخته می شود.

دوم اینکه چرا این صحنه ها تاثیر مخرب دارند؟

من باز هم از یک آزمایش روانکاوی کمک می گیرم.وقتی که کسی دچار  "ترس مرضی" است ، وی را در موقعیتی می گذارند که از آن بترسد و کم کم شدت این موقعیت را بیشتر می کنند.این طوری بیمار می تواند بر خود و ترسش مسلط بشود و درمان شود.

این آزمایش نشان می دهد که هر کسی می تواند بنا بر ظرفیتش ، بر ترس های ذهنی اش فائق شود.

نکته ای که در داستان نویسی کودک و نوجوان باید لحاظ شود این است که از توصیف مستقیم صحنه های وحشتناک پرهیز کنیم. خانم رولینک نویسنده مشهور هری پاتر از همین شگرد استفاده می کند.رولینگ خیلی کم صحنه های ترسناک را توصیف مستقیم میکند.اول اینکه ترس را بر فضای داستان سوار می کند و این باعث می شود که ترس در کل نوشته جاری باشد و جای خاصی ما را غافلگیر نکند.غافلگیری های رولینگ از نوع تصنعی فیلم های سینمای وحشت نیستند.این توصیف نکردن به خواننده این فرصت را می دهد تا خودش صحنه ترسناک را بیافریند.این ابهام باعث وحشت بیشتر می شود و در ضمن هرکسی بنابر ظرفیت خودش آن صحنه را  می آفریند و ضربه مخرب روحی این کار خیلی کمتر است.

رولینگ برای آفرینش این صحنه ها از دو روش استفاده می کند:1- دیالوگ های منقطع که واقعا نوشتنشان سخت است.چون باید باور پذیر باشند و دقیقا هم همین جاست که نویسنده باید خودش را نشان دهد. 2- استفاده از راوی دانای کل که این اجازه را به وی می دهد که توصیف بعضی از صحنه ها را از ذهن شخصیت هایش بیاورد.این طوری هم شخصیت پردازی انجام داده و هم اینکه از توصیف مستقیم که بدترین قسمت داستان است پرهیز کرده است.

در آخر هم به خودم این اجازه را می دهم که بگویم کارهای چند جلدی اگر با هم چاپ و توزیع شوند ، اقبالشان بیشتر است.این طوری هرچند از فروش بیشتر محروم می شود در عوض مانع از پیشداوری های مردم و مخصوصا نقادان می شود.

هری پاتر و قدیسین مرگبار

+ نوشته شده توسط ادیب , محقق , دانشمند در پنجشنبه 25 مرداد1386 و ساعت 5:54 |





Powered by WebGozar